خواب دیدم که من و سعدی و حافظ همه در انجمنیم
سعدی از بوستانش، حافظ از دیوانش و سپهری سخن از شاعری سنگدلان میگوید:
پدرم وقتی مرد پاسبان ها همه شاعر بودند.
سعدی گفت گوش کنید:
هر که نان از عمل خویش خورد منت حاتم طائی نبرد.
و سپس مژده بداد:
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد.
و من به خودم آمدم و گفتم:
شاعر نیستم، دردهایم را کنار هم میگذارم، شعر میشود.
خواب دیدم
22
سپتامبر